سماع مادران


Project Description

بنام یگانه دادار هستی بخش

 

اسطوره سماع

 

بنا بر اعتقادت ديني، خداوند به مادران بخاطر تولد فرزندشان وعده بهشت مي‌دهد.

(بهشت زير پاي مادران است)

مهربان پروردگار ،بر مبناي اين اعتقاد پاك در زمان متولد شدن فرزند، بذر عشق و محبت را در دل مادران مي‌كارد. محبتي كه با وجود تمام مشكلات و سختي‌هاي بارداري، مادران با اشتياقي وصف ناپذير حاضر به تحمل تمام اين دردها مي‌باشند.

عشق مادرانه نمونه یک عشق بی منت است ، محبتی که در كلام نمي‌گنجد. هر درد و هر فرياد در زمان تولد فرزند كه از اعماق وجود يك مادر به گوش مي‌رسد، زيباترين ندا و آواي سماع مي‌باشد، آوائي كه بسيار شده است مادر جان باخته و با تمام وجود زندگي را به فرزند خود بخشيده است.

مجسمه سماع ،  نمایش ،بيان لحظه سماع و پيدايش عشق بدون بهانه و يك طرفه و بدون مزدی است که ، در قالب مادری ،در حال نواختن دف ،غرق در شور و شوق ، لحظه تولد ،عشق مادرانه را جشن گرفته است.

 

(درود بر مادران ـ درود برنشان عشق و محبت ايراني و شرقي)

كه نشان از جايگاه زن در ايران و شرق دارد

(و درود بر مادر عزيزم)

 

افسانة سماع مادران

بر مبناي افسانه‌اي كه براي مجسمه سماع در ذهن داشتم مبني بر اينكه در هنگام تولد يك فرزند در روي زمين در لحظه‌اي كه مادر فارغ از هر نوع ماديات و افكار زميني مي‌باشد و در لحظه‌اي به اندازه برهم زدن يك پلك چشم، در آن زمان در آسمان هفتم، مادران كه پرچم دار آنان نماد پاكي بانوان در هر مذهبي و همينطور نماد آن در اسطوره‌ها مثل اَناهيتَ مي‌باشد، در آسمان به سماع مي‌پردازند، زيرا در آن زمان مادران لحظه‌اي پاك و غير قابل وصف، ملاقات با خداوند را مي‌يابند و بهشت زير پاي آنان قرار مي‌گيرد و به ميمنت اين ملاقات و تولد عشقي پاك تمام مادراني كه در جهان ابدي زندگي مي‌نمايند به سماع مي‌پردازند.

در اين افسانه عقيده بر آن دارم كه خداوند در لحظه‌اي كه انسان را آفريد عشق را در نهاد آن جاي داد، عشقي بدون منت كه خداوند به بندگان دارد و ما به واسطه‌ي آن هر چه به سمت خداوند مي‌رويم به همان مقدار بيشتر عاشق و شكرگزار مي‌شويم و در ادامه اين آفرينش عشق، مادران از آن پس حاملان آن عشق مي‌باشند يعني اگر زمان آفرينش عشق را بخواهم زماني است كه خداوند انسان را آفريد و دگربار در توليد هر فرزند، خداوند مادران را بعد از فراغت از بارداري كه 9 ماه در رنج بارداري فرزند بوده‌اند و پس از پايان آن فراغت، مادران دوباره باردار عشق مي‌شوند، عشقي بي منت كه از آن پس مادران به فرزندان هديه مي‌نمايند و فرزند را وصف ناپذير و عاشقانه دوست مي‌دارند و آن لحظه، لحظه‌اي است كه دگرباره، عشق بدون منت در زمين آفريده مي‌شوند. و اين لطف را خداوند به زنان عالم نموده است و قرار ملاقاتي است با بانوان جهان كه مردان از اين نعمتها بهره‌اي نبرده‌اند و نمي‌توانند لذت آن را لمس نمايند.

مجسمه سماع نمايان گر لحظه باردار شدن مادر از عشق فرزند مي‌باشد كه به سماع پرداخته و در تمام وجود آن مجسمه مادر، حركت موج مي‌زند و در عين حال كه مجسمه ثابت است شما در تمام اجزاء آن حركت را مي‌توانيد ملاحظه نماييد و همچنين آرامشي كه برگرفته از قلب مادر است و در اندام و چهره مجسمه سماع نمايان مي‌باشد و دايره عرفان حاكم بر اجزاء مجسمه و فرم كلي آن مي‌باشد در صورتيكه فرم كلي مجسمه در شكل بته جغه جاي دارد و شال آن قطاعي از يك فرم مثلث مي‌باشد و عشق در تمام فرمها جاري است. بر مبناي آنكه مولانا عشق را در همه هستي جاري و ساري مي‌بيند و حركت جميع ذرات و كائنات، حركتي حبي و عشقمند و بدينسان هستي  يكسره در رقص و سماع شكوهمند آمده است و سماع، رمزي است از اتصال سالك بدين حركت عظيم.

؟؟؟

يك بار نيز مولانا را در آسيابي يافتند كه برگرد سنگ آسيا به رقص آمده بود و مي‌گفت: حقا كه از اين سنگ نداي سبوح قدوس مي‌شنوم.[1]

مولانا همانند فيثاغورث اعتقاد بر اين داشت كه اصول موسيقي از حركت كواكب و افلاك اخذ شده است و نغمه افلاك را مي‌شنيده‌اند و اصول موسيقي را بر اين اساس استخراج نموده‌اند و فيثاغورث در اين استخراج اولين بوده‌اند.

و هم چنين بطلميوس و اقليدوس و ديگران بعديها بوده‌اند.[2]

و مولانا عقيده بر آن داشت كه روح آدمي پيش از آنكه به جهان فروردين هبوط كند در عالم لطيف الهي سير مي‌كرده و نغمات آسماني را مي‌شنيده است، لذا موسيقي زميني، تذكار موسيقي آسماني و خطاب ازلي و لم يزلي است.[3]

 

مشخصات مجسمة سماع مادران:

  • مجسمه‌اي گچي و سفيد كه با تغييراتي به مواد تبديل شده است.
  • ابعاد cm 58 * 13 * 38 مي‌باشد كه براساس افسانه‌اي اسطوره‌اي كه پائي نيز در حقيقت و حرمت مادران در پيشگاه خداوند متعال دارد بنا گرديده شده و مادر شرقي و پارسي را در حالي كه دف در دست دارد و زانوي سمت چپ بالا آمده است و روي پاي راست و سرپنجه در حالت سماع و چرخش نشان داده شده است.
  • يك شال با گره آويزان به به دور كمر دارد و يك شال آويزان از دست سمت چپ در هوا را مي‌بينيم.
  • اين مجسمه از طريق كم كردن به دست آمده است. (از روش‌هاي مجسمه سازي)
  • تاج گلي بر سر دارد كه در كنار آن دو گل بر گيسوان خودنمايي مي‌كند.

 

 

[1] – ر. ك. پيشين، ص 371.

[2] – (ر. ك. رسائل اخوان) ج 1 ص 208 سير حكمت در اروپا ج 1 ص 6.

[3] – ميناگر عشق، كريم زماني، ص 569.

1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
سند قبت در کتابخانه ملی سماع